تبلیغات
کافه شاعرانه
شنبه 7 بهمن 1396  01:28 ق.ظ
نوع مطلب: (شکیلا ،) توسط: بهنام خوئینی ها

یه عمره خواب می بینم که جاده زیر پاهامه

یه عمره رفتن از اینجا تمام وقت رؤیامه

یه عمره منتظر موندن غم امروز و فردامه

نه تقدیرم عوض میشه نه رفتن قد پامه

خسته ام من از این درد از این حسرت که باهامه

که این چنین درگیر رؤیاتم حضورت اوج شعرامه

ببین اینهمه دیوار و که بین منو دنیامه

غبار فصل تنهای همیشه روی موهامه

یه عمره منتظر موندن غمه امروز و فردامه

فقط می بینم اون روز و که دستات تو دستامه


  • آخرین ویرایش:شنبه 7 بهمن 1396
نظرات()   
   
شنبه 7 بهمن 1396  01:11 ق.ظ
نوع مطلب: (شکیلا ،) توسط: بهنام خوئینی ها


شب و شب سرگردونی ، من و دل ، ناآرومی

دلم و شیدا کردی ، خودت اینو میدونی

خودت اینو میدونی خودت اینو میدونی

شب دوباره پیدا شد ، دل به لرزه افتاد

روی ماه تو آمد لحظه لحظه در یاد

چشم از تو بینایم ، بی تو مانده بیدار

یا شبم به سر آور ، یا برس به فریاد

شب و شب سرگردونی ..........

قصه ها دارد ز من ، هر تار موی تو

شوق دیدار تو دارد  قصه گوی تو

ای طنین آوازم ، ای صدای هر سازم

غربتم به پایان شد ، آشنای آوازم

با تو به فردا میرسم ، با تو هم آغوشم

غم هر چه بود از هر کجا ، گشته فراموشم

چشم از تو بینایم ، بی تو مانده بیدار

یا شبم به سر آور ، یا برس به فریاد

شب و شب سرگردونی ..........

شب دوباره پیدا شد ، دل به لرزه افتاد

روی ماه تو آمد لحظه لحظه در یاد

چشم از تو بینایم ، بی تو مانده بیدار

یا شبم به سر آور ، یا برس به فریاد

چشم روشنت آمد ، رنگ صبح فردا شد

قلب خسته ی عاشق ، غرق در تمنا شد

فصل تیرگی ها رفت ، موسم سحر آمد

لحظه های تنهایی ، بی گمان سر آمد


  • آخرین ویرایش:شنبه 7 بهمن 1396
نظرات()   
   
جمعه 6 بهمن 1396  01:24 ق.ظ
نوع مطلب: (جهان ،) توسط: بهنام خوئینی ها


چشم انتظار توام شاید از راه برسی

تو تموم آرزومی تویی که مقدسی

ببین که خسته ام از این دوری

نگو عشقم که مجبوری

تو باید مال باشی

تویی که با دلم جوری

بیا جانم بیا بیا

عاشق ترینم بیا بیا

بیا که تو این سکوت شب

بشی با من دیگه هم صدا

تورو خواسته دل از خدا

تورو قسم به این شبا

دلم به دیدنت خوشه

به خاطر دلم بیا

نگو که باور ندارم

نگو که دوست ندارم

تموم دلخوشیم اینه

رو شونت سر بذارم

دلم طلاقت نداره

تورو تنها ببینه

ببین حرفات چه شیرینه

به قلب خسته میشینه


  • آخرین ویرایش:جمعه 6 بهمن 1396
نظرات()   
   
جمعه 6 بهمن 1396  01:07 ق.ظ
نوع مطلب: (جهان ،) توسط: بهنام خوئینی ها


چندسال دیگه باید بشینم پرپر شدن عمر و ببینم

چندسال دیگه باید تو دنیا روزا برن و تورو نبینم

عمر مونده باقی میخوام بشه تلافی

در عالم مستی در خدمت ساقی

میگن حال خوشیه وقتی که مستی

میگن بی خیالشی کی بودی کی هستی

عجب حال خوشیه وقتی که مستی

میگن بی خیالشی کی بودی کی هستی

چه حال خوشیه مستی نه غم داره نه شکستی

من همسفر دلای خستم خاکم که به زیر پات نشستم

رمز و راز عشق و خوب می دونم من عاشقم و باده به دستم

هرشب تا سحر پیاله دستم گفتم نکنه باده پرستم

یک شب یا دو شب رو توبه کردم دیدم نمیشه دوباره مستم

میگن حال خوشیه وقتی که مستی

میگن بی خیالشی کی بودی کی هستی

عجب حال خوشیه وقتی که مستی

میگن بی خیالشی کی بودی کی هستی

چه حال خوشیه مستی نه غم داره نه شکستی


  • آخرین ویرایش:جمعه 6 بهمن 1396
نظرات()   
   
جمعه 6 بهمن 1396  12:56 ق.ظ
نوع مطلب: (فرزین ،) توسط: بهنام خوئینی ها


تورا از بین صدها گل جدا کردم

تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم

برای نقطه پایان تنهایی

تو تنها اسمی بودی که صدا کردم

عشق من ، عشق من ، عشق من ، عشق من

بگو از پاکیه چشمه من و لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدم ها دلم سرده

نوازش کن تو دستام و که خیلی وقته یخ کرده

عشق من ، عشق من ، عشق من ، عشق من

دیگه دلواپسه بودن واسم بسه

دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه

زیادیم کرده پژمردم زیادیم کرده غم خوردم

توی بیداد تنهایی در عین زندگی مُردم

عشق من ، عشق من ، عشق من ، عشق من


  • آخرین ویرایش:جمعه 6 بهمن 1396
نظرات()   
   
جمعه 6 بهمن 1396  12:44 ق.ظ
نوع مطلب: (فرزین ،) توسط: بهنام خوئینی ها


یه معشوقه میخواستم واسه خونه قلبم

که دنیام و بسازه روی ویرونه قلبم

یه معشوقه میخواستم که از یاس تو باغچه

واسم آیینه بسازه بذاره روی طاقچه

یه معشوقه میخواستم یه معشوقه میخواستم

میخواستم تو بگی دریا قشنگه

آی بگی صحرا قشنگه

آی بگی فردا قشنگه

میخواستم که بشی دار و ندارم

بشی آفتاب بهارم بدونم دنیارو دارم

یه معشوقه میخواستم واسه خونه قلبم

که دنیام و بسازه روی ویرونه قلبم

یه معشوقه میخواستم که از یاس تو باغچه

واسم آیینه بسازه بذاره روی طاقچه

یه معشوقه میخواستم یه معشوقه میخواستم

تورو از تن خورشید تورو از گل و شبنم

گرفتم که تو باشی برام همدل و همدم

شدم عاشقت اما ندونستی

چی میخوام چی آرزومه

ندونستی ندونستی

دیگه حرفی نمونده نتونستی

که بشی عشق یه عاشق نتونستی

یه معشوقه میخواستم واسه خونه قلبم

که دنیام و بسازه روی ویرونه قلبم

یه معشوقه میخواستم که از یاس تو باغچه

واسم آیینه بسازه بذاره روی طاقچه

یه معشوقه میخواستم یه معشوقه میخواستم


  • آخرین ویرایش:جمعه 6 بهمن 1396
نظرات()   
   
پنجشنبه 5 بهمن 1396  11:48 ب.ظ
نوع مطلب: (فرزین ،) توسط: بهنام خوئینی ها


گریه بی سبب نیست

کاره یه شب دو شب نیست

اگه شیرینه کامم

از طعم رطب نیست

در خویش نظر کردم

دل خواب و خبر کردم

از صافی گذر کردم

سوی عشق سفر کردم

من سوختن و دوست دارم

افروختن و دوست دارم

در مکتب دل باختن اموختن و دوست دارم

بی شعله خواستن من اجاق سردم

اگه عاشقی درده من عاشق دردم

ای عشق نهان سوز از خود به درم کن

ای شعله سرکش از بد بدترم کن


  • آخرین ویرایش:جمعه 6 بهمن 1396
نظرات()   
   
یکشنبه 24 دی 1396  02:18 ب.ظ
نوع مطلب: (هایده ،) توسط: بهنام خوئینی ها


عروسک جون فداتشم تو هم قلبت شکسته

که صدتا شبنم اشک توی چشمات نشسته

منم مثل تو بودم یه روز تنهام گذاشتن

یه دریا اشک حسرت توی چشمام گذاشتن

چه تهمت ها شنیدی چه تلخی ها چشیدی

عروسک جون تو می دونی که حسرت ها کشیدی

عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت

به جای حجله بدخت برام زندون غم ساخت

بمیره اونکه میخواسته مارو گریون ببینه

سرای سینه هامون و ز غم ویورون ببینه

عروسک جون نگام کن چشام برقی نداره

زمستون تو قلبم که هیچ گرمی نداره

باید اینجا بخشکم تو گلدون شکسته

نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته

دلم میخواد یه روزی بعد سالها پرستوی سعادت و ببینی

نمی خوام بیش از این تو صورت من نشون یاس و وحشت رو ببینی

دلم می خواد یه روزی فارغ از غم تبسم روی لبهامون بشینه

شاید اون روز دوباره جون بگیره نهال آرزوهامون تو سینه


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 24 دی 1396
نظرات()   
   
یکشنبه 24 دی 1396  02:08 ب.ظ
نوع مطلب: (هایده ،) توسط: بهنام خوئینی ها


یه امشب شب عشقه همین امشب و داریم

چرا قصه درد و واسه فردا نذاریم

عزیزان همه با هم بخونیم

که امشب شب عشقه که امشب شب عشقه

بخندیم و بخونیم بدونیم

که امشب شب عشقه که امشب شب عشقه

نمی دم دل به این درد دنیا تموم غصه ها مال فردا

کیه اهل جهنم که خونه اش تو بهشته

کی می دونه که تقدیر تو فرداش چی نوشته

یه درمونده امروز واسش فرقی نداره

که فردا سر راهش زمونه چی میذاره

عزیزان همه با هم بخونیم

که امشب شب عشقه که امشب شب عشقه

نمی دم دل به این درد دنیا تموم غصه ها مال فردا

زمونه رنگ و رنگه شب و روزش یکی نیست

خوشی دووم نداره غمش همیشگی نیست

اگه فردا برامون پر از صلح و صفا بود

چه خوب بود که تو دنیا یه فردا مال ما بود 


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 24 دی 1396
نظرات()   
   
یکشنبه 24 دی 1396  02:00 ب.ظ
نوع مطلب: (هایده ،) توسط: بهنام خوئینی ها


سلام من به تو یار قدیمی

منم همون هوادار قدیمی

هنوز همون خراباتی و مستم

ولی بی تو سبوی مِی شکستم

همه تشنه لبیم ساقی کجایی

گرفتار شبیم ساقی کجایی

اگه سبو شکست عمر تو باقی

که اعتبار مِی تویی تو ساقی

اگه مِیکده امروز شده خونه تزویر

تو محراب دل ما تویی تو مرشد و پیر

همه به جرم مستی سر دار ملامت

میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت

یه روزی گله کردم من از عالم مستی

تو هم به دل گرفتی دل مارو شکستی

من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید

تو قهر کردی قهرت مصیبت شد و بارید

پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم

اخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم

همه به جرم مستی سر دار ملامت

میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت

میگن مستی گناهه به انگشت ملامت

باید مستارو حد زد به شلاق ندامت

سبوی ما شکسته در مِیکده بسته

امید همه ما به همت تو بسته

به همت تو ساقی توکه گره گشایی

توکه ذات وفایی همیشه یار مایی

همه به جرم مستی سر دار ملامت

میمیریم و میخونیم سر ساقی سلامت


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 24 دی 1396
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :9  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...